تبليغاتX
مارا که به جز توبه شکستن هنری نیست

مارا که به جز توبه شکستن هنری نیست

نفس های آدمی گام های اوست به سوی مرگ. مولا علی ع

















عزیز دلم نمیدونی دلم چقدر غم داره به خاطر تو شاید چون آدم آرومی هستم کمتر از تو نشون میدم  ولی به خدا اینقدر واسم مهمی که نگو با ناراحتید دلم میگیره و پر از غصه میشم

دارم دق میکنم تورو خدا  زودتر خودتو پیدا کن  و راه درستو انتخاب کن و اینقدر نگو سردرگمم و همه چی قاطیه تو ذهنم. به خدا این دنیا ارزششو نداره که به خاطرش قلب نازنینتو داغون کنی

گوربابای گذشته هرچی بوده تموم شده رفته اینقدر بهش فکر نکن عزیز دلم

دوست چشم قشنگ خودم"فدای چشمای خوگشلت بشم" یه چک محکم تو گوش شیطون بزن بدجور ذهنتو درگیر کرده ها

یکم دور شدی از خدا.خداجون منتظرته ها بیش از این چشم انتظارش نزار..........

بگم که تا منو داری غــــــــــــم نداری مگه من مردم که ناراحت باشی جیـــــجر

 

ایشالا که کنکورهم موفق میشیم  اونم کجا  دانشگاه کاشان

حالاچرا اونجا !!!!!!!!چون دانشجو هاش تو مسابقه گل کاشتن  و تازه پسر خوش صدا هم داره!!خودم میرم واست خواستگاری غصه نخور"شوخیدم ناراحت نشو"

 

دوشت دارم هوارتااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

آفتاب به زیر سقف نمی تابد برسر خود سقفی از نومیدی ایجاد نکن تا بتوانی از نور آفتاب لذت ببری

 

 

نوشته شده در ساعت توسط من|

 

چه انتظار عجیبی

تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی

عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت

چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی

فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی....

 

نوشته شده در ساعت توسط من|

pic-[persianmob.net] (22).jpg

نوشته شده در ساعت توسط من|

 

یک عمر

در انتظاری تا بیابی آن را که

درکت کند و تو را

همان گونه که هستی بپذیرد.

...و عاقبت

...در می یابی که او

از همان آغاز

خودت بوده ای.......!

 

نوشته شده در ساعت توسط من|

نوشته شده در ساعت توسط من|

با آدما مثل خودشون نباش

خودت باش

چون گم میشی

اونوقت باید دنبال خودت بگردی 

 

 

نوشته شده در ساعت توسط من|

window.jpg

 

کاش پنجره ی دلامون همیشه به سمت خدا باز بشه.............

 

نوشته شده در ساعت توسط من|

 

بچه که باشی از "نقاشی"هات هم می‌تونن به روحیات و مشکلاتت پی ببرن

بزرگ که می‌شی از حرفهایت هم نمی‌فهمن توی دلت چه خبره...

نوشته شده در ساعت توسط من|

گاهی دلم میخواهد ,

وقتی مثل کودکی هایم بغض میکنم ...

خدا از آسمان به زمین بیاید

اشک هایم را پاک کند و دستم را بگیرد

و بگوید: اینجا آدمها اذیتت میکنند؟

بــیـــا بــــــرویــــــــم ......

نوشته شده در ساعت توسط من|

 

وقتی نیستی.......

وقتی نیستی نه هست‌های ما چونان كه بایدند،نه بایدها

مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می‌خوانم

عمری است لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره می‌كنم

برای روز مبادا........

اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هرچه باشد،روزی شبیه دیروز،روزی شبیه فردا،

روزی درست مثل همین روزهای ماست.

اما كسی چه می‌داند،شاید امروز نیز روز مبادا باشد.

وقتی نیستی،نه هست‌های ما چونان كه بایدند،نه بایدها

هر روز بی تو، روز مباداست.

 

 

ya mahde.jpg

 

 

نوشته شده در ساعت توسط من|

31435860541294234258.jpg
نوشته شده در ساعت توسط من|

نمیدونم چی شده اصلا چه بلایی سر دلم و احساسم اومده

گاهی سردسرد گاهی متنفر گاهی گریان گاهی ناامید گاهی با خدا گاهی دور ازخدا.این روزا نمودار زندگیم سینوسی شده پایین و بالا زیاد داره گاهی نقطه ماکس گاهی مین . خسته شدم از این همه بالا و پایین شدن

کمی یکنواخت شدن یا حداقل آروم شدن میخوام خدایا ضعیف تر از این حرفا هستما خودت به دادم برس.................

 

تیغ روزگار شاهرگ کلامم را چنان بریده

که سکوتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم بند نمی آید..

چقدر کم حرف شدم این روزا دارم دق میکنم ولی بد کاری کردی بادلم ای روزگار

 

نوشته شده در ساعت توسط من|

زاهد ظاهر پرست از حال  ما  آگاه  نیست     درحق ما هرچه گوید جای هیچ اکراه نیست

درطریقت هرچه پیش سالک آیدخیر اوست     بر صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست

 

05~7.jpg

نوشته شده در ساعت توسط من|

آهنگری بود که پس از گذراندن دوران جوانی پرشروشور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند.سالها با علاقه کار کرد به دیگران نیکی کرد اما باتمام پرهیزکاری که داشت در زندگی اش چیزی درست به نظر نمی آمد!حتی مشکلاتش مدام بیشتر میشد

روزی یکی از دوستانش به دیدنش آمده بود.دوستش پس از اطلاع از وضعیت دشوار وی به او گفت:واقعا عجیب است!درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی مرد خداترسی بشوی زندگی ات بدتر  شده!نمی خواهم ایمانت را ضعیف کنم اما باوجود تمام تلاشهایت در مسیر روحانی هیچ چیز برایت راحت تر وبهتر نشده!چرا؟

آهنگر بلافاصله پاسخ نداد او هم بارها به این موضوع فکرکرده بود و نمیفهمید که چه برسر زندگی اش آمده است.امانمیخواست سوال دوستش را بی جواب بگذارد.کمی فکر کرد و پاسخ خاص و کاملی را که میخواست یافت.این پاسخ آهنگربود:

"در این کارگاه آهنگری فولاد خام برایم می آورند که باید از آن شمشیر بسازم.میدانی چطور این کار رامیکنم؟

اول فولاد را به اندازه ی جهنم حرارت میدهم تاسرخ شود بعد با بی رحمی سنگین ترین پتک را برمیدارم و پشت سرهم به آن ضربه میزنم تا اینکه فولاد شکلی را که میخواهم بگیرد .بعد ان رادر ظرف آب سرد فرو میبرم به طوری که تمام این کارگاه رابخار فرا میگیرد.فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما ناله میکند و رنج میبرد یکبار کافی نیست.باید این کار را آنقدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست یابم"

 

آهنگر لحظه ای سکوت کرد و سپس ادامه داد:

"گاهی فولاد نمیتواند تاب اینهمه رنج و فشار را بیاورد.حرارت  ضربات پتک و آب سرد باعث ترک خوردنش میشود آنگاه میفهمم از این فولاد هرگز شمشیر مناسبی در نخواهد آمد لذا آن را کنار میگذارم"

آهنگر بازکمی مکث کرد و ادامه داد:

"میدانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو میبرد.ضربات پتکی را که بر زندگی من وارد کرده پذیرفته ام و گاهی به شدت احساس سرما میکنم.انگار فولادی باشم که از آب دیده شدن رنج میبرم

اما تنها چیزی که میخواهم این است:

خدای من از کارت دست نکش تا شکلی را که تو میخواهی بگیرم........

باهر روشی که می پسندی ادامه بده.هرمدت که لازم است ادامه بده.....

اما هرگز مرا به میان فولادهای بی فایده پرتاب نکن........

 

 

نوشته شده در ساعت توسط من|

 

معاشرت بر دانایی می افزاید ، ولی تنهایی مکتب نبوغ است . . .

 

 

 

نوشته شده در ساعت توسط من|

 

نیکی هنری نیست به امید تلافی

احسان به کسی کن که بکار تو نیاید . . .

نوشته شده در ساعت توسط من|

داد میزنم تا بیای کمکم

 

بی تو شدم یه ذره کمه کم.......

نوشته شده در ساعت توسط من|

 

خدا خدا خدا

صدامو میشنوی !!!

قلب سیاهمو میبینی

کمکم میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کمک میخوام خودت دستمو بگیر

خدا خدا زود زود زود  دیگه طاقت ندارم

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

نوشته شده در ساعت توسط من|

 

بغض هایت را برای خودت نگه دار

 

گاهی سبک نشوی ، سنگین تری . . .

نوشته شده در ساعت توسط من|

 

خدایا ، چه گم کرد آنکه تو را یافت ، و چه یافت آنکه تو را گم کرد  . . .

نوشته شده در ساعت توسط من|

 

بمانیم تا کاری کنیم ٬ نه کاری کنیم تا بمانیم .

گاهی وقت ها فقط یک راه می ماند و آن هم یافتن راهی جدید است . . .

نوشته شده در ساعت توسط من|

 

برای اشتباه کردن انسان باشید

و برای بخشیدن خدا . . .

نوشته شده در ساعت توسط من|

امشب چه بارونی اومد  نشستن زیربارون هم حال و هوای خودشو داره

خدایا خیلی وقته هوای دلم ابری و بارونیه

وقتی آسمون میباره بعدش صاف صاف میشه  پس چرا هوای دل من صاف نمیشه خسته شدم خدا خودت دلمو صافش کن

 

نوشته شده در ساعت توسط من|

از وقتی که خودمو شناختم یادم میاد همیشه یه حس دلتنگی تو وجودم بوده یه دلتنگیه قشنگ

دلتنگ محبوب ومعشوقم خدا

وقتی دلتنگش میشم میرم باهاش حرف میزنم میرم قران میخونم همیشه کنارم بوده و من گاهی وقتا فراموشش کردم

بهترین یار ودوستم بوده.اما من چی!!بهترین بودم براش؟؟؟؟؟؟؟

چقدر وقته که دلم بدجور بدجور هواشو کرده هوای دیدنش دوستدارم خیلی خیلی زود ببینمش

دیگه حوصله خاکی ها روندارم دیگه فهمیدم که هیچکس بیشتر از اون منو دوست نداره  دیگه بریده شدم از همه و فقط خدا رومیخوام

خدای من معبود من محبوب من دوستدارم این دفعه زود زود خواستمو برآورده بکنی و منو به خودت برسونی و ببینمت اما شاید لایق دیدارت نباشم ولی کمکم کن که لایق بشم و بهت برسم

نوشته شده در ساعت توسط من|



Design By : LoxTheme.com

آرشيو سايت

پيوند ها

اختصاصی ويژه

طراح قالب

امكانات سايت